تبلیغات
"> آزاد - امید
 

امید

نوشته شده توسط :انسان
پنجشنبه 4 اسفند 1390-04:11 ب.ظ

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده
شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس
چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد..

کلبه

سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک از تخته پاره های کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش را بهتر
محافظت نماید .

روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود
به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟
>>

آتش

صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب
برخاست،کشتی می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید:

"چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟ "



آنها در جواب گفتند:



"ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم . "

امید

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی
که بنظر می‌رسد کارها به خوبی پیش نمی‌روند، اما نباید امید را از دست داد زیرا خدا
در کار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج.

دفعه آینده که کلبه شما در حال
سوختن است به یاد آورید که شاید علامتی باشد برای : فراخواندن رحمت خداوند.

برای تمام چیزهای منفی که ما بخود
می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد:

می گویی : «هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»

خداوند پاسخ داد : «من تو را دوست دارم»

 

می گویی : «من بسیار خسته هستم»

خداوند پاسخ داد : «من به تو آرامش خواهم داد»

 

می گویی : «من نمی‌توانم مشکلات را حل کنم»

خداوند پاسخ داد : «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»

 

می گویی : «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»

خداوند پاسخ داد : «تو هر کاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»

 

می گویی : «من نمی‌توانم خود را ببخشم»

خداوند پاسخ داد : «من تو را ‌بخشیده ام»

 

می گویی : «من همیشه نگران و ناامیدم»

خداوند پاسخ داد : «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»

 

می گویی : «من احساس تنهایی می‌کنم»

خداوند پاسخ داد : «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ: