تبلیغات
"> آزاد - یا هو
 

یا هو

نوشته شده توسط :انسان
سه شنبه 2 اسفند 1390-07:02 ق.ظ

کودک نجوا کرد :
خدایا با من حرف بزن .
مرغ دریایی آواز خواند کودک نشنید .

سپس کودک فریاد زد :
خدایا با من حرف بزن .
رعد در آسمان پیچید اما کودک گوش نداد .

کودک نگاهی به اطرافش کرد و گفت :
خدایا بگذار ببینمت .
ستاره ای درخشید اما کودک توجه نکرد .

کودک فریاد زد :
خدایا به من معجزه ای نشان بده .
ویک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید .

کودک با نا امیدی گریست .
خدایا با من در ارتباط باش .
بگذار بدانم اینجایی .

بنابراین خدا پایین آمدHeart و کودک را لمس کرد .

ولی کودک پروانه را کنار زد و رفت ...






درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ: