تبلیغات
"> آزاد - زن
 

زن

نوشته شده توسط :انسان
شنبه 29 بهمن 1390-10:52 ب.ظ

زن عشق می کارد و کینه درو می کند…


دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر…


می تواند تنها یک همسر داشته باشد


و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ….


برای ازدواجش ، در هر سنی ، اجازه ولی لازم است


و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی …


 .......


در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …


او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی …


او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی….


او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد
 ….


او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ….


او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر …


و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد…


و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند


چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،


زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛


گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛


سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…


و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…!



و این رنج است





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ: